خروج فوری یا این که Pogo-sticking
آغاز اذن دهید عبارت نرخ پریدن یا این که bounce rate را مضمون کنیم. نرخ پریدن یعنی زمانی مخاطب از یک شیت بازدید مینماید و هیچ اقدامی ایفا نمیدهد حتی صفحه سئو در مشهد های دیگر وبسایت را هم نمیبیند.
خروج فوری یا این که pogo-sticking یعنی هنگامی که مخاطب از ورقه نتیجه ها گوگل وارد یک تارنما میگردد، آنگاه فورا روی دکمه back کلیک کرده و به ورقه حاصل گوگل برمیخواهد شد (تا روی یک سود دیگر کلیک نماید).
بخش اعظمی از سئوکاران این شغل را جزو فاکتورهای سکوبندی می دانند در حالی که گوگل در یک ویدیو بر خلاف آن را گفته میباشد. شاید گوگل از این دلیل برای آزمایشهای داخلی، مقایسه تغییرات سکوها با یکدیگر، در دست گرفتن چگونگی و بقیه چیزها استعمال نماید ولی به لحاظ می رسد در هسته الگوریتم جایی ندارد. در ارتباط معیارهای کلیکی هم مسئله به همین صورت میباشد. این نوع معیارها میتوانند به راحتی ویرایش شوند. اعتنا داشته باشید که همگی آنچه گفته شد بهاین مفهوم وجود ندارد که گوگل از مواقعی مثل خروج فوری برای مقایسه دو ورژن از یک شیت حاصل کاوش به کار گیری نخواهد کرد. ولی به احتمال زیاد از آن در سطح یک وبسایت یا این که URL استعمال نمینماید.
تعداد لغت ها یا این که مقدار محتوای یک کاغذ
این آیتم خیلی احمقانه میباشد. مطمئنا محتوای کیفیت عالی عالی از محتوای با کمیت بیشتر میباشد. هر چه یک محتوا بی نقصخیس باشد عالی میباشد. هر چه محتوا به کلید کلمه و واژه مد حیث مرتبطخیس باشد عالی میباشد. البته اینکه تنها در صورتیکه بیشتر باشد عالی باشد؟ نه.
می بایست خودتان را مکان استفاده کننده بگذارید. درصورتیکه اینجانب کاربری باشم که عبارت «کد طهران» را کاوش کردهام، کدام را ترجیح میدهم؟ ورقهای که صرفا بگوید کد طهران ۰۲۱ میباشد یا این که برگهای ۳۰۰۰ واژه و کلمهای مملواز مفاهیم فاخر؟ یا این که به عنوان مثال در حالتیکه اینجانب درپی فرمان تنظیم سوپ مرغ هستم، شیتای که در آن ماجرا معاش مادربزرگ را نوشته باشد به درد اینجانب نمیخورد. تنها به اینجانب بگویید با چه چیزهایی و چطور می توانم سوپ مرغ صحیح کنم. در شرایطیکه برایتان پرسش اتفاق افتاده می بایست بیانکنم آپ تو دیتهای پیاپی یک محتوا هم از فاکتورهای مرتبهبندی وجود ندارد (اما در جستجوهای غیر خبری).
اسم بردن از کسی سوای لینک و پیوند کردن وی
این آیتم به خیال و خاطر برداشت غلط برخی سئوکاران از کامنتهای گوگل به وجود آمده میباشد. گوگل گفته بود نسبت به اسمهایی که برده میگردد هیچ واکنشی نشانه نمیدهد مگر اینکه اسم هم پا با لینکی به پروفایل فرد باشد. حتی آزمایشهایی هم اعمال شد که آرم میبخشید لینک و پیوند دادن یا این که ندادن هیچ تأثیری در بهبود درجه ندارد. احتمالا اسم بردنهایی که سوای لینک و پیوند باشند صرفا برای بالا بردن داده ها خواننده کاربرد داراهستند و مستقیما در درجهبندی به کار گیری نمی شوند. ولی هرچه فقط جهت داده ها گفته میشود هم قادر است به صورت غیر بی واسطه در مرتبهبندی موءثر باشد.
بازدیدهای بی واسطه از وب سایت، برهه زمانی وقتی که در وبسایت سپری می گردد، نرخ خروج، به کار گیری از گوگل آنالیتیکس
هیچ کدام از اینها ترازو مرتبهبندی نیستند. طبق داده های عددی تارنما W3techs صرفا ۵4 درصد از وبسایتها از گوگل آنالیتیکس استعمال مینمایند. دیدنی میباشد بدانید خیلی از برندهای تعالی و ۵۰۰ وب سایت شرطبندی به مکان گوگل آنالیتیکس از ادوب آنالیتیکس استعمال مینمایند. کروم هم درین در میان صرفا ۴۵-۶۰ درصد (این رقم در منابع متفاوت متغیر میباشد) سهم بازار را در اختیار دارااست. براین اساس هیچ روش قابل اعتمادی نیست که گوگل بتواند این معیارها را از آن به دست آورد. برندهای تعالی که در حصول مرتبههای رفیعتر پیروز بودهاند از ابزاری غیر از گوگل آنالیتیکس به کارگیری کردهاند و گوگل به دادههایشان دسترسی ندارد. حتی درصورتیکه هم از گوگل آنالیتیکس استعمال میکردند، سیگنالهایی که از وبسایتها می سید به قدری نا مرتب و درهم بود که نمیتوانست قابل استعمال باشد.
نرخ پریدن هم ترازو خیر و خوبی وجود ندارد. چراکه برای برخی وبسایتها اینکه بازدیدکنندگان بعداز ورود هیچ کاری نکنند و بیرون شوند به طور کامل طبیعی میباشد. برای مثال تارنما پیشبینی آب و هوا را در حیث بگیرید. یوزرها اکثرا صرفا وارد میشوند و به آب و هوای شهر خودشان نگاه مینمایند. اینجا نرخ پریدن طبیعی میباشد. حتی وقتی که یوزرها روی وب سایت سپری مینمایند هم در بعضا وب سایتها طبیعتا نادر میباشد و این چیز نیکی میباشد. به عنوان مثال خویش گوگل را در لحاظ بگیرید. گوگل در اصل برای همین میباشد که استفاده کننده عبارتی را سرچ نماید و آنگاه از صفحه ها ارائه گردیده وارد یک کاغذ دیگر گردد.
AMP
این هم واحد سنجش مرتبهبندی وجود ندارد. سرعت وب سایت فاکتور درجهبندی میباشد، ولی AMP با سرعت وبسایت فرق دارااست. در امر خیلی از عبارتهای کاوش، خویش سرعت تارنما یک فاکتور جزئی برای جايگاهبندی به حساب میآید. معلوم وجود ندارد زیر چه قوانینی گوگل یک ورقه سریعخیس را بر یک برگه مرتبطخیس برتری میدهد. برای مثال ممکن میباشد شما «کفش» سرچ فرمایید، البته زیرا یک کاغذ با کلیدواژه «کیف» سریعخیس بوده، آن را فی مابین نتیجه ها خویش ملاحظه کنید! در حال حاضر پرسش اینجاست که آیا AMP در سرعت کاغذ تأثیری دارااست؟ آری تأثیر دارااست. ولی هنوز هم می گوییم که سرعت فاکتور درجهبندی میباشد خیر AMP.
کلیدواژههای LSI
این هم از آن گروه داده ها غلطی میباشد که در بهینه سازی مد گردیده و هرکسی را مدتی به خویش سرگرم کرده. هر هر کس این را گفته ابدا نمیدانسته LSI چیست. عمق فاجعه زمانی معین می گردد که بدانید سخن L درین عبارت برای واژه latent در معنای «مخفی» بیان شده و چیزی که مخفی میباشد چطور قادر است در فاکتورهای مرتبهبندی مکان داشته باشد.
کلید کلمههای TF-IDF
این هم از به عبارتی مجموعه فاکتورهایی میباشد که هواداران بهینه سازی و عده ای که هیچ دانشی از دانش کامپیوتر نداشتهاند بر رمز گویشها انداختند. TF-IDF یک مضمون در بازیابی داده ها میباشد و در مرتبهبندی کاربردی ندارد. به علاوه، درین زمان و روزگار خیلی ریلکسخیس از به کارگیری از TF-IDF میقدرت امور را اجرا اعطا کرد. این شیوه به خیر و خوبی نحوههای امروزی پاسخ نمیدهد و حتی مرتبط با مرتبهبندی هم وجود ندارد. چنانچه بخواهید کاغذ اینترنت خویش را تحلیل فرمائید، آن وقت میتوانید تحت عنوان یک وبمستر از TF-IDF به کار گیری نمائید، برای مقایسه ورقه خویش با بقیه حاصل ایندکس گردیده.
بدین ترتیب خیر صرفا به بقیه مستندات مرتبط نیاز خواهید داشت، بلکه حتی به مستندات غیر مرتبط نیز نیاز دارید تا آنها را با هم مقایسه نمایید. ولی شما که نمیتوانید حاصل کاوش را شخم بزنید و TF-IDF را روی آن جاری ساختن فرمایید و توقع داشته باشید یک چیزهایی دستگیرتان خواهد شد. زیرا گشوده هم نصفه دیگری از دادهها را برای محاسبات در مشت نخواهید داشت. برای کشف کردن کلید کلمههای TF-IDF می توانید از ابزار ساختار محتوای جت بهینه سازی به کارگیری فرمائید که از شایسته ترین ابزارهای اهل ایران برای آنالیز اینترنت سایتتان میباشد.
درجه دهندههای کیفی (quality raters) و E-A-T
اینها به هیچ عنوان بر سایتتان تاثیر نمیگذارند. به صورت خاص می بایست بگوییم هیچ الگوریتمی از این معیارها برای نظارت وب سایتها به کارگیری نمینماید. ولی برای مقایسه تغییرات الگوریتمها با یکدیگر و ساخت محرمانه دادههای آزمایشی میتواند اثر گذار باشد.
اصولا بعضا از تغییراتی که گوگل در الگوریتم به وجود میاورد، پیش از انجام شدن برای quality raterها یا این که درجه دهندههای کیفی رسول میگردد. این افراد یادگرفتن چشماند تا بر طبق چند اصول، تلاش گوگل را تحلیل کرده و به گوگل برخورد بدهند. از جمله پژوهش مینمایند که آیا تغییر و تحول اجرا گردیده حقیقتا چیزی را که قرار میباشد به دست آورد قادر است به دست بیاورد یا این که نه. یااینکه تصمیم میگیرند از دربین دو کاغذ اینترنت کدام یک برای یک کلید کلمه و واژه عالی میباشد. در صورتیکه تغییرات الگوریتم گوگل بتوانند آزمایشهای جايگاه دهندههای کیفی را به خیر و خوبی بگذراند، تغییرات الگوریتم ایفا میگردد. همانگونه که گفته شد، درجه دهندههای کیفی یکسری اصول معین برای کارشان داراهستند. البته بدین مضمون وجود ندارد کهاین اصول به عبارتی فاکتورهای مرتبهبندی باشند. اصول یا این که guidelines مرتبه دهندههای کیفی در واقع یک متن بی آلایش میباشد که به آنان نماد میدهد چه فاکتورهایی در درحال حاضر رسیدگی میباشند. مثلا E-A-T را در حیث بگیرید. گوگل اظهار کرد میباشد که هیچ چیزی به نام سکو E-A-T نیست. E-A-T گوگل تنها یک سبک فرضی میباشد که بتواند به گویش بی آلایش به بشرها نشانه دهد هر الگوریتم از چه الگویی تقلید مینماید.
نقشه وب سایت XML
نقشه وبسایت XML هیچ ارتباطی با سکوبندی ندارد. هنگامی شما نقشه سایتتان را تصویب می کنید گوگل خوب میتواند صفحه ها سایتتان را پیدا نماید. البته در شرایطی که گوگل تا الان تمامی صفحاتتان را ایندکس کردهباشد، افزودن یک نقشه هیچ چیزی به سایتتان اضافه نمینماید. براین اساس همگی تارنماها به نقشه وبسایت نیاز ندارند. در واقع نداشتن نقشه ضرری به تارنما نخواهد زد. هنگامی سایتتان ساختار و کدنویسی نیکی داشته باشد، داشتن نقشه تارنما کمکی هم نخواهد کرد. نقشه وبسایت به درد وب سایتهایی میخورد که با عنکبوتهای گوگل خلل دارا هستند و بهتر خزیده نمی شوند.
در صورتی هنوز قانع نشدهاید و می خواهید موشکافانه به موضوع نگاه نمائید میتوانم شمارا به گفته جان مولر ارجاع دهم که میگوید "نقشه HTML وبسایت از فاکتورهای درجهبندی تارنما وجود ندارد. ولی هنوز هم کلی مزیتهای دیگر به جز جايگاهبندی در داشتن نقشه وبسایت وجود دارااست (از جمله داشتن دادههای بیشتر در سرچ کنسول)."
در دسترس بودن وبسایت
آیا در دسترس بودن وب سایت اساسی میباشد؟ به طبع آری. آیا در الگوریتمهای کاوش نکتهای داریم که بگوید آیا یک وبسایت در دسترس میباشد یا این که نه؟ خیر نداریم. فعلا در دسترس بودن وبسایت از معیارهای seo محسوب نمیشود. ولی خیلی چیزهای دیگر که برای در دسترس بودن یک وبسایت مایحتاج میباشند جزو فاکتورهای جايگاهبندی محسوب میگردند. مثل خصوصیات آلت، به کار گیری درست از هدینگها و غیره. ولی موتورهای کاوش بهاین معیارها دقت مینمایند خیر به دسترس پذیر بودن خویش ورقه.
آنچه گفته شد بدین مضمون وجود ندارد که شما نباید به دسترس پذیری صفحه ها سایتتان دقت نمایید. عدم دقت بهاین قضیه هم میتواند سبب ساز به گلایه رسمی علیه شما خواهد شد.
درستی محتوا
گوگل و بینگ قصد داراهستند محتوای درست و صحیح را به کاربرانشان ارائه دهند، ولی در واقعیت این عمل مشکلی میباشد. گوگل و بینگ هیچ کدام دانای تمام نیستند و نمیدانند چه چیزی درست میباشد یا این که اجماع مجموع اینترنت چیست. اینترنت هم مدام صحیح نمیگوید. از اینها اساسیخیس، موتورهای کاوش در سعیاند تا نیت مخاطب از جستجوی کلید کلمه و واژه را با بقیه سیگنالها تطبیق دهند و صفحاتی که اعتبار بیشتری دارا هستند را ارائه نمایند. فعلا تمرکز بر این وجود ندارد که آیا دادهها صحیح میباشند یا این که نه (زیرا این فعالیت بسیار دشواری میباشد). بیشتر تمرکز بر روی این میباشد که آیا یک وب سایت اعتبار یا این که آوازه داراست یا این که نه.
ازآنجا که موتورهای کاوش چیزی را می بینند که اکثریت عموم می گویند، نمیتوانند «صحت» محتوای صفحه های اینترنت را تقریب بزنند و به آوازه یا این که اجماع اینترنت نگاه مینمایند. به همین ادله میباشد که مدام در اطلاعاتی که با سرچ کردن به دست می آوریم اشتباهاتی هم چشم می گردد. اینها حتی به نوعی به طریق فعالیت گوگل ترنسلیت هم مربوط میگردد و به همین ادله میباشد که تبعیض جنسیتی و بقیه ایرادات در محتوای سایتها گاها چشم میگردد. متاسفانه اکثریت متنهای جانور در وب این طور نوشته می گردند.
سیگنالهای کانالهای اجتماعی
در سال ۲۰۱۲ مت کاتس به تمامی ما اذعان کرد که گوگل از سیگنالهای کانالهای اجتماعی به کارگیری نمینماید (به جز دورانی که از سیگنالهای گوگل پلاس استعمال میکردند). گوگل تعداد دوستان، فالوورها یا این که هر میزان دیگری که مرتبط با کانالهای اجتماعی خواهد شد را نمیشمارد. در واقع نمیتواند این عمل را بکند. اکثر کانالهای اجتماعی خزندههای گوگل را بلاک کردهاند. به علاوه خیلی از یوزرها هم پروفایل خویش را در شرایط سری یا این که private قرار دادهاند. خزندههای گوگل به همین آسانی نمیتوانند بهاین دادهها دسترسی پیدا نمایند.
البته حال فرض فرمائید میتوانستند. به حیث شما چه اتفاقی میبهزمینخورد در صورتیکه موتورهای کاوش از این دادهها استعمال میکردند و سپس ناگهان توئیتر با قرار دادن یک robots.txt بلاکشان می کرد؟ یک شبه تمامی جايگاهبندیها به طریق وحشتناکی تغییر و تحول میکرد. گوگل هم نمیخواهد اینگونه اتفاقی بیفتد. همگی چیز می بایست اکانت گردیده پیش برود و مطابق یک بنیاد سفت سازه گردد. با تک تک اینها، خزندههای گوگل تا جایی که بتوانند کانالهای اجتماعی را می خزند البته با آنان مانند یک برگه معمولی در کانال اینترنت اخلاق مینمایند.
در حالتیکه شما یک برگه اجتماعی توانا دارید که پیوندهایی هم به موردها دیگری داراست، گوگل آن پیوندها را اکانت مینماید و احتمالا اعتبار خودشان را عبور خواهند اعطا کرد. درباره ی خیلی از موضوعات، عموم رفتارشان در کانالهای اجتماعی با رفتارشان در جستجوها مختلف میباشد. فرض فرمایید در باب یک خبرها سیاسی بخواهید کاوش فرمائید. کانالهای اجتماعی چه چیزی ارائه میدهند و موتورهای کاوش چه محتوایی خواهند داشت؟ به همین ادله میباشد که سیگنالهای کانالهای اجتماعی خیلی واحد سنجش قابل قبولی برای استعمال گوگل نیستند.