۴. تاجای ممکن تجارب استفاده کننده سایت را بهبود دهید
وبسایتی که نتواند تجارب استفاده کننده (User Experience or UX) رضایتبخشی را به یوزرها خویش بدهد، نمیتواند متکی بودن موتورهای کاوش و گوگل را جلب نماید. برای گوگل رضایت یوزرها اساسی میباشد و تجارب مخاطب بهتر مهمترین عاملی میباشد که رضایت یوزرها از تعامل با سایت سئو در مشهد را آماده مینماید.
در صورتیکه محتوای تارنما سریع و بدون نقص لود نشود، در شرایطی که مخاطب نتواند چیزی را که میخواهد در آن پیدا نماید، در حالتیکه تارنما عکس العملگرا (Responsive) پیاده سازی نشده باشد و کاربرانی که با تلفن همراه یا این که تبلت واردش می گردند نتوانند عکسها و محتواها را بی نقص و در اندازهی متناسببا سایز شیتاکران دستگاهشان ببینند، سایت رضایت و اتکا یوزرها و گوگل را ازدست می دهد.
فراموش نکنید که مداقه تجارب استفاده کننده در seo وب سایت هرروز بیشتر میشود.
به همین عامل میباشد که Core Web Vitals از مهمترین معیارهای بهینه سازی وبسایت محسوب میشود. آن تیم ترازو برای محاسبه تجارب مخاطب وب سایت در اولی تعامل مخاطب با آن میباشد. درصورتیکه میخواهید بیشتر با آن معیارها و روش با صرفهکردن تارنما برای آن ها آشنا گردید، مطلقا راهنمای گوگل را بخوانید.
گردآوریبندی و فیضگیری
درین محتوا ۴ تکنیک بهینه سازی را برای پرورش ترافیک ارگانیک تارنما معرفی کردیم. به کار گیری از این تکنیکها در بلندبازه زمانی مطمئنخیس و مقرونبهصرفهخیس از تبلیغات میباشد. آشنایی و محاسبه کار رقبا، بهروزکردن محتواهای کهن وب سایت، سرمایهگذاری بر بهبود تجربیات مخاطب تارنما و یاریدریافت کردن از سرنخهایی که گوگل درباره نیاز یوزرها و جستجوهای مرتبطشان درقالب People Also Ask و Related searches دراختیار کارشناسان بهینه سازی قرار می دهد؛ تکنیکهایی میباشد که اجرادادنشان پرورش مداوم ترافیک ارگانیک هر وبسایتی را ضمانت مینماید.
INP (Interaction to next paint) چیست؟
INP یا این که “Interaction to Next Paint” معیاری میباشد که روی تعامل مخاطب با سایت تمرکز دارااست. یک سایت می بایست بهازای هر تعامل مخاطب مثل کلیک روی یک دکمه یا این که لینک و پیوند، پاسخی را اکران دهد. خواسته از INP دوران وقتی میباشد که ارتفاع می کشد تا جواب تعامل استفاده کننده با تارنما، روی ورقه اکران داده خواهد شد.
به طبع برایتان اتفاق افتاده در یک تارنما روی دکمه خاصی کلیک کردهاید ولی رخداد خاصی نیفتاده میباشد. فرض فرمائید در یک تارنما فروشگاهی میخواهید محصولی را به سبد خریدتان اضافه فرمایید. ولی وقتیکه دکمه “اضافه کردن به سبد خرید” را میزنید، اتفاقی نمیافتد و شما صحیح متوجه نمیگردید که آیا آن مال حقیقتا در سبد خریدتان قرار گرفته یا این که خیر. این تردید سبب میگردد شما به آرزو مشاهده تغییری در کاغذ که نشانه دهد فرآورده در سبد خریدتان قرار گرفته، یک سری توشه روی دکمه کلیک نمائید. این قضیه به هیچ عنوان برای تجربیات مخاطب حادثه خوشایندی وجود ندارد. درواقع در اینگونه وبسایتی ابدا به واحد سنجش INP اعتنا نشده میباشد و از آنجایی که INP تبدیل به یکیاز معیارهای Core web vital شدهاست، این قضیه معادل میباشد با افت سکو وب سایت.
بیشتر بخوانید: “Core web vitals چیست؟+راهنمای جامع seo معیارها برای بهینه سازی وبسایت“
INP چهطور احتساب میگردد؟
واحد اندازهگیری INP میلیثانیه میباشد. شاید اینطور فکر کنید که گوگل هر تعامل مخاطب را یکبهیک اندازهگیری و نظارت مینماید. البته اینطور وجود ندارد. یک استفاده کننده در زمان مدتی که از یک سایت و صفحه های متفاوت آن بازدید مینماید، ممکن میباشد تعدادی تعامل متعدد با آن سایت داشته باشد. دراینموقعیت گوگل، بهعوض اینکه کل فرصتهای در میان تعامل و عکس العمل ورقه را در لحاظ بگیرد، معیار INP را براساس زمانبرترین فرصت تعاملات برگه احتساب مینماید.
طبق آنچه گوگل اعلام کرده، مقدار INP کمتر از ۲۰۰ میلیثانیه عالی، فی مابین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیثانیه مستلزم اصلاح و بالای ۵۰۰ میلیثانیه بد به حساب میآید.
اثر INP بر Core web vital
پیش از اینکه درباره ی اثر INP بر Core web vital سخن کنیم، خوب میباشد مروری سریع بر Core web vital و فاکتورهای اثرگذار بر آن داشته باشیم.
Core Web Vitals دستهای از فاکتورهایی میباشد که گوگل آن ها را در تجارب استفاده کننده یک شیت اصلی می داند. بهعبارتدیگر، این معیارها برای اندازهگیری چگونگی تجارب استفاده کننده در وب سایت استعمال می گردند. تا پیش از معرفی INP، این معیارها عبارت بودند از:
Largest Contentful Paint (LCP): بازه هنگامی که ارتفاع میکشد تا وسیع ترین عنصر محتوای کاغذ برای استفاده کننده به اکران گذارده خواهد شد.
First Input Delay (FID): اندازهگیری اولی تعامل و پاسخگویی یک شیت اینترنت با مخاطب.
Cumulative Layout Shift (CLS): اندازهگیری Visual Stability یا این که به عبارتی ثبات المانهای تصویری.
ممکن میباشد اینطور بهلحاظ رسد که FID بسیار مشابه به INP میباشد. این دو چه تفاوتی با یکدیگر دارا هستند؟ چرا گوگل تصمیم گرفت تا INP را جایگزین FID نماید؟
۴. تاجای ممکن تجارب استفاده کننده سایت را بهبود دهید
وبسایتی که نتواند تجارب استفاده کننده (User Experience or UX) رضایتبخشی را به یوزرها خویش بدهد، نمیتواند متکی بودن موتورهای کاوش و گوگل را جلب نماید. برای گوگل رضایت یوزرها اساسی میباشد و تجارب مخاطب بهتر مهمترین عاملی میباشد که رضایت یوزرها از تعامل با سایت سئو در مشهد را آماده مینماید.
در صورتیکه محتوای تارنما سریع و بدون نقص لود نشود، در شرایطی که مخاطب نتواند چیزی را که میخواهد در آن پیدا نماید، در حالتیکه تارنما عکس العملگرا (Responsive) پیاده سازی نشده باشد و کاربرانی که با تلفن همراه یا این که تبلت واردش می گردند نتوانند عکسها و محتواها را بی نقص و در اندازهی متناسببا سایز شیتاکران دستگاهشان ببینند، سایت رضایت و اتکا یوزرها و گوگل را ازدست می دهد.
فراموش نکنید که مداقه تجارب استفاده کننده در seo وب سایت هرروز بیشتر میشود.
به همین عامل میباشد که Core Web Vitals از مهمترین معیارهای بهینه سازی وبسایت محسوب میشود. آن تیم ترازو برای محاسبه تجارب مخاطب وب سایت در اولی تعامل مخاطب با آن میباشد. درصورتیکه میخواهید بیشتر با آن معیارها و روش با صرفهکردن تارنما برای آن ها آشنا گردید، مطلقا راهنمای گوگل را بخوانید.
گردآوریبندی و فیضگیری
درین محتوا ۴ تکنیک بهینه سازی را برای پرورش ترافیک ارگانیک تارنما معرفی کردیم. به کار گیری از این تکنیکها در بلندبازه زمانی مطمئنخیس و مقرونبهصرفهخیس از تبلیغات میباشد. آشنایی و محاسبه کار رقبا، بهروزکردن محتواهای کهن وب سایت، سرمایهگذاری بر بهبود تجربیات مخاطب تارنما و یاریدریافت کردن از سرنخهایی که گوگل درباره نیاز یوزرها و جستجوهای مرتبطشان درقالب People Also Ask و Related searches دراختیار کارشناسان بهینه سازی قرار می دهد؛ تکنیکهایی میباشد که اجرادادنشان پرورش مداوم ترافیک ارگانیک هر وبسایتی را ضمانت مینماید.
INP (Interaction to next paint) چیست؟
INP یا این که “Interaction to Next Paint” معیاری میباشد که روی تعامل مخاطب با سایت تمرکز دارااست. یک سایت می بایست بهازای هر تعامل مخاطب مثل کلیک روی یک دکمه یا این که لینک و پیوند، پاسخی را اکران دهد. خواسته از INP دوران وقتی میباشد که ارتفاع می کشد تا جواب تعامل استفاده کننده با تارنما، روی ورقه اکران داده خواهد شد.
به طبع برایتان اتفاق افتاده در یک تارنما روی دکمه خاصی کلیک کردهاید ولی رخداد خاصی نیفتاده میباشد. فرض فرمائید در یک تارنما فروشگاهی میخواهید محصولی را به سبد خریدتان اضافه فرمایید. ولی وقتیکه دکمه “اضافه کردن به سبد خرید” را میزنید، اتفاقی نمیافتد و شما صحیح متوجه نمیگردید که آیا آن مال حقیقتا در سبد خریدتان قرار گرفته یا این که خیر. این تردید سبب میگردد شما به آرزو مشاهده تغییری در کاغذ که نشانه دهد فرآورده در سبد خریدتان قرار گرفته، یک سری توشه روی دکمه کلیک نمائید. این قضیه به هیچ عنوان برای تجربیات مخاطب حادثه خوشایندی وجود ندارد. درواقع در اینگونه وبسایتی ابدا به واحد سنجش INP اعتنا نشده میباشد و از آنجایی که INP تبدیل به یکیاز معیارهای Core web vital شدهاست، این قضیه معادل میباشد با افت سکو وب سایت.
بیشتر بخوانید: “Core web vitals چیست؟+راهنمای جامع seo معیارها برای بهینه سازی وبسایت“
INP چهطور احتساب میگردد؟
واحد اندازهگیری INP میلیثانیه میباشد. شاید اینطور فکر کنید که گوگل هر تعامل مخاطب را یکبهیک اندازهگیری و نظارت مینماید. البته اینطور وجود ندارد. یک استفاده کننده در زمان مدتی که از یک سایت و صفحه های متفاوت آن بازدید مینماید، ممکن میباشد تعدادی تعامل متعدد با آن سایت داشته باشد. دراینموقعیت گوگل، بهعوض اینکه کل فرصتهای در میان تعامل و عکس العمل ورقه را در لحاظ بگیرد، معیار INP را براساس زمانبرترین فرصت تعاملات برگه احتساب مینماید.
طبق آنچه گوگل اعلام کرده، مقدار INP کمتر از ۲۰۰ میلیثانیه عالی، فی مابین ۲۰۰ تا ۵۰۰ میلیثانیه مستلزم اصلاح و بالای ۵۰۰ میلیثانیه بد به حساب میآید.
اثر INP بر Core web vital
پیش از اینکه درباره ی اثر INP بر Core web vital سخن کنیم، خوب میباشد مروری سریع بر Core web vital و فاکتورهای اثرگذار بر آن داشته باشیم.
Core Web Vitals دستهای از فاکتورهایی میباشد که گوگل آن ها را در تجارب استفاده کننده یک شیت اصلی می داند. بهعبارتدیگر، این معیارها برای اندازهگیری چگونگی تجارب استفاده کننده در وب سایت استعمال می گردند. تا پیش از معرفی INP، این معیارها عبارت بودند از:
Largest Contentful Paint (LCP): بازه هنگامی که ارتفاع میکشد تا وسیع ترین عنصر محتوای کاغذ برای استفاده کننده به اکران گذارده خواهد شد.
First Input Delay (FID): اندازهگیری اولی تعامل و پاسخگویی یک شیت اینترنت با مخاطب.
Cumulative Layout Shift (CLS): اندازهگیری Visual Stability یا این که به عبارتی ثبات المانهای تصویری.
ممکن میباشد اینطور بهلحاظ رسد که FID بسیار مشابه به INP میباشد. این دو چه تفاوتی با یکدیگر دارا هستند؟ چرا گوگل تصمیم گرفت تا INP را جایگزین FID نماید؟

شالوده و اساس الگوریتم های گوگل